العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
179
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
بما ميگويند يك فرمان روائى براى خاندان جعفر است و يك فرمانروائى براى خاندان فلان ( شايد منظور بنى عباس باشد ) . فرمود آل جعفر نه اما فرمانروائى فلانيها صحيح است آنها مدت طولانى حكومت ميكنند كه دور را نزديك و نزديك را دور ميكنند فرمانروائى مشكلى دارند كه آسايش در آن نيست در زمان آنها خيرى نخواهد بود گرفتار رنجهائى ميشوند باز براى مرتبه دوم گرفتار خواهند شد همه اين ناملايمات بر طرف مىشود . تا وقتى كه ايمن از انتقام خدا شوند و از شكنجه او خود را در امان ببينند و خيال كنند كه ديگر جاى پاى خود را محكم نمودهاند در اين موقع چنان تار و مار ميشوند كه كسى صداى آنها را نميشنود و نه ميتواند آنها را جمع كند به همين جريان اشاره مىكند اين آيه شريفه حَتَّى إِذا أَخَذَت الْأَرْض زُخْرُفَها تا اين قسمت آيه لِقَوْم يَتَفَكَّرُون بايد گفت كه هر يك از ستمگران رحم و شفقتى دارند مگر اين خانواده . عرضكردم فدايت شوم اينها رحم و شفقت ندارند ؟ ! فرمود چرا ولى آنها مرتكب يك خونريزى از ما خانواده ميشوند بواسطه ستمى كه بما و شيعيانمان روا ميدارند رحم و شفقت ندارند . مناقب شهر آشوب ج 3 ص 316 به حضرت باقر عرض شد كه محمد بن مسلم مريض است امام مقدارى آب بوسيله غلامى برايش فرستاد . غلام آب را برد به او گفت به من دستور داده همين جا باشم تا بياشامى و بعد حركت كنى بيائى با من برويم خدمت ايشان . محمد بن مسلم فكر ميكرد با اين حالى كه دارد و قدرت حركت در او نيست چگونه ميتواند برود . همين كه آب را آشاميد و در شكمش قرار گرفت مثل اينكه بندها را از پايش گشادند از جاى حركت نموده خدمت امام رسيد اجازه خواست صداى امام را شنيد كه فرمود خوب شدى داخل شو . داخل شد سلام كرد اشك ميريخت . فرمود چرا گريه ميكنى ؟ عرضكرد بواسطه دورى كه از شما دارم و رنج و مشقتى كه بايد براى شما بكشم و در ضمن